سيد علي اكبر قرشي
178
قاموس قرآن ( فارسي )
خداوند مىباشد يعنى : سپس او را به عذاب آتش مجبورش ميكنيم و باجبار در آتش ميكشم . هكذا آيهء دوم . * ( « فَمَنِ اضْطُرَّ غَيْرَ باغٍ وَلا عادٍ فَلا إِثْمَ عَلَيْه » ) * بقره : 173 . در اينجا و نظير آن تحميل از خود شخص است كه گرسنگى و فقر باشد يعنى : هر كه ناچار و محتاج شود به خوردن ميته و خون و گوشت خوك در حالى كه قبلا طالب نيست و در خوردن زياده روى نميكند بر او گناهى نيست . على هذا مضطرّ بمعنى در مانده و ناچار است * ( « أَمَّنْ يُجِيبُ الْمُضْطَرَّ إِذا دَعاه وَيَكْشِفُ السُّوءَ » ) * نمل : 62 . رجوع شود به « دعو » . * ( « لا تُضَارَّ والِدَةٌ بِوَلَدِها وَلا مَوْلُودٌ لَه بِوَلَدِه » بقره : 233 . * ( « لا تُضَارَّ » ) * در قرآنها بفتح ( ر ) است ولى بفتح و ضمّ هر دو خوانده شده است . اگر با رفع خوانده شود اخبار است به معناى امر يعنى : ضرر نميرساند مادرى بواسطهء فرزندش و نه پدرى بواسطهء فرزندش . و شايد در اين صورت فعل مجهول باشد يعنى : ضرر رسانده نشود مادرى بواسطهء فرزندش . . . و اگر آن را با فتح خوانيم كه اكثر قرّاء خواندهاند نهى از اضرار است يعنى : ضرر نرساند مادرى بواسطهء فرزندش . و شايدهم مجهول باشد . ناگفته نماند علت جواز فتح و ضمّ اعلال است چنان كه در فعل امر از « مدد » چهار وجه جايز است . خلاصهء معنى آيه : مادر بواسطه فرزندش به شوهر ضرر نرساند و از وى براى ارضاع بيشتر از حدّ اجرت نخواهد و از مقاربت براى اينكه حامله شده و از رسيدن بفرزندش باز مىماند ، امتناع نكند ، همچنين شوهر بواسطهء فرزندش بزن ضرر نرساند و كمتر از معمول اجرت ندهد و زن را از حظَّ نفس كه اگر مقاربت كند باز حامله مىشود ، باز ندارد . بنا بر دو روايت كه در صافى از حضرت صادق عليه السّلام نقل شده : آيه به صورت طلاق و عدم آن عموميّت